کنفرانس هویت
تعريف هويت :
هویت
اين مفهوم اشاره به تعريفي دارد كه فرد از خويشتن بر مبناي عضويت در گروه هاي اجتماعي به دست مي آورد. هويت ها عموماً از طريق تقابل ها و تمايزات شكل مي گيرند و همچنين دال بر مجموعه بهم پيوسته اي از نگرشها، ارزشها و اعتقادات درون گروهي اي است كه هدايت گر و راهنماي كنش اعضاء محسوب مي شوند.
روش های تکوین هویت فردی
«هویت» همان حقیقت شخص است که مشتمل بر صفات جوهری او می باشد و این همان مقوله ای است که در «خود شناسی» به دنبال دست یافتن به آن می کوشیم.با تحقق خود شناسی، بخش عمده ای از هویت فردی نیز محقق می شود.
مهمترین جنبه های خود شناسی عبارتند از:
الف) معرفت نسبت به توانایی ها و قابلیت ها و استعداد های درونی؛
ب) معرفت نسبت به ویژگی های رشد و تحول (خصائص سنی)؛
ج) معرفت نسبت به نیازهای اساسی
د) معرفت نسبت به ضعف ها و ناتوانی ها و محدودیت های وجود خویشتن
هدف ها، آدمی را به کار و کوشش و تکاپو وا می دارند و روش زندگی او را معین می کنند و به عبارت دیگر، از او جدا شدنی نیستند و «هویت فردی» وی را تعریف می نمایند.
از عواملی که به شکل گیری و تقویت هویت فردی، یاری می رساند، نحوه رویارویی با تضاد های درونی) خود بیرونی و درونی
) است، به گونه ای که در نهایت به حل آن ها منجر شود.
مسئولیت حاصل مسئولیت فردی، مسئولیت اجتماعی و مسئولیت الهی است که به ترتیب در قبال خود، خلق و خدا معنا پیدا می کند. منظور از مسئولیت فردی یا مسئولیت در قبال خود، این است که آدمی حدود توانایی اش را به درستی بشناسد، آن ها را از حیث اصلی و فرعی بودن از یکدیگر تمییز دهد و تا سرحد امکان، به پرورش و شکوفایی آن ها اقدام نماید و به تعبیری دیگر حق خویشتن را بر خود ادا کند. چنان چه خط سیر زندگی او از چنین مراحلی عبور کند، موفقیت ها و کامیابی هایی که نصیب وی خواهد گردید، فصل درخشان و ارزنده ای از هویتش، تکوین می یابد.
6. تصحیح برداشت های شخصیتجربیاتی که فرد در دوران زندگیش کسب می کند، گرچه برخاسته از رویکرد های وی نسبت به خویشتن، زندگی و جامعه است ولیکن هر یک به نوبه خود، برداشت جدیدی را به همراه می آورد.
از آغاز زندگی و تقریباً سال هایی که آدمی خود را می شناسد، ناخود آگاه به تقلید از رفتار و عملکرد دیگران می پردازد. و متعاقب آن، بخش هایی از شخصیت دیگران را که مورد توجه او قرار می گیرد، به عنوان الگو و سرمشق می پذیرد.
همانند سازی و یا به تعبیر دیگر الگوگرائی، بخش قابل توجهی از شخصیت نوجوانان و جوانان را شکل می دهد. و به همین اعتبار در تکوین «هویت فردی» ایفای نقش می کند. ولی چنان چه از حالت متعادل فراتر رفته و جنبه افراطی به خود گیرد، مخل روند همانند سازی خواهد شد.
اگر هویت را به مثابه کتاب روح آدمی ملاحظه نماییم، در آن صورت صفحات و فصل های اولیه آن که در دوران کودکی به رشته تحریر در آمده است، برای بسیاری از افراد، این بخش از زندگی کاملاً محو شده و برای برخی به صورت خاطراتی کمرنگ باقی مانده است و برای معدودی در صحنه روشن ذهن آنان همچنان زنده، شفاف و پابرجاست.
تجربیات و خاطرات کودکی حتی در صورتی که از ذهن آدمی پاک شده باشد نیز در زندگی، عملکرد و انتخاب او همچنان نفوذ دارند، زیرا بخشی از «هویت» وی را تشکیل می دهند.
ادراک هویت فردی، مستلزم توجه به دو جنبه ظاهراً متضاد آدمی است، قوت ها و ضعف ها، فزونی ها و کاستی ها، یعنی هم جوان قادر به درک جنبه های ارزنده وجود خویش باشد و در حد اعتدال آن ها را باور کند و هم اطرافیان معترف به این موارد باشند. اطرافیان جوان به گونه ای با او مواجه شوند که بیشتر ناظر به جنبه های مثبت و مفید وی باشند.
هویت اجتماعی
شیوه های تکوین هویت اجتماعی
برای تقویت پدیده هویت اجتماعی، راه کار های متنوعی وجود دارد که ذیلا به برخی از آن ها اشاره می شود:
تحقق تربیت جامع، اولین گام در راه رسیدن به هویت اجتماعی محسوب می گردد. زیرا منظور از چنین تربیتی، آن است که به همه ابعاد وجود آدمی (فیزیکی، عاطفی، اجتماعی، ذهنی و اخلاقی) بپردازد و به ویژه از تربیت اجتماعی غفلت نکند. در این صورت، حاصل آن، انسان فرهیخته ای خواهد بود که علاوه بر صفات و سجایای ارزشمند عاطفی، عقلانی و اخلاقی، از وظایف اجتماعی خویش به خوبی آگاهی داشته و نقش خود را به طور موثر در جامعه، ایفا می نماید.
«جامعه باز» در برابر «جامعه بسته»، معنا و مفهوم پیدا می کند. جامعه ای را که پویا، متحول و بن باز بوده و در قبال انتقاد ها و گفتمان های منتقدان انعطاف لازم را دارا باشد، می توان نمونه ای از جامعه باز تلقی نمود. چنین جامعه ای از سیر ارتقا و تکامل، تبعیت نموده و پاسخ های ارضاء کننده به نسل جوان، شکاک و پرسشگر ارائه می دهد.
3. همدلی با نسل های آینده
4. حل تعارض های اجتماعی
5. جلب مشارکت اجتماعی
6. تقویت خود رهبری
نهضت ها و حرکت های بزرگ و عمیق در جوامع بشری، رابطه معنی داری با «هویت اجتماعی» می یابند. زیرا این گونه تحولات، به دلیل یکسان بودن هدف اقشار مردم، نوعی انسجام و یکپارچگی در میان آنان ایجاد می کند و همین امر به آحاد ملت، هویت اجتماعی خاصی می بخشد.
هویت اجتماعی انسان، از پنج مؤلفه پیروی میکند. (بر پایه پنج مؤلفه تأثیرگذار، شکل میگیرد)؛
1 ـ عوامل جغرافیایی ـ اقلیمی،
2 ـ عوامل سیاسی و تاریخی،
3 ـ عوامل اقتصادی و معیشتی،
4 ـ عوامل فرهنگی (زبان و ادبیات و هنر، میراث اساطیری، سنن و آداب، اعتقادات و آیینها و رسوم و یادمانها)،
5 ـ مؤلفههای تربیتی.
عبارت «بحران هویت» توسط اریک اریکسون به کار برده شد. او معتقد بود که این یکی از مهمترین تعارضاتی است که افراد در فرایند رشد با آن روبرو میشوند.
به گفته اریکسون، بحران هویت، زمانی روی میدهد که فرد کشف کند به شیوههای مختلف و متفاوتی به خود مینگرد. علاقه اریکسون به مقوله هویت از دوران کودکی او آغاز گشت. او در یک خانواده یهودی بزرگ شد و از لحاظ شکل ظاهری شبیه اهالی اسکاندیناوی بود و خودش حس میکرد که به هیچیک از این دو گروه تعلّق ندارد. مطالعات بعدی اریکسون درباره زندگی فرهنگی در میان اقوام بومی شمال کالیفرنیا و نیز اقوام بومی داکوتای جنوبی به او کمک کرد تا ایدههایش درباره رشد هویت و بحران هویت را نظم و ترتیب بخشد.
اریکسون، هویت را بدین گونه توصیف میکند: «مفهوم درونی و ذهنی از خود به عنوان یک شخص. در این کاربرد معمولاًکیفیت مشخص میشود، مثلاً هویت جنسی، قومی یا گروهی».
سلام؛ به سایت خودتون خوش اومدین.