چرا نباید برایتان مهم باشد دیگران درموردتان چه فکری میکنند???
کنفرانس مهارت های ارتباطی
ادامه ی مطلب!
پیشداوری
تعریف پیشداوری:نگرش منفی و خصمانه نسبت به گروهی مشخص براساس تعمیم های ناشی ازاطلاعات نادرست وناروا
ناهماهنگی شناختی:(نظریه لئون فستینگر)
ناهماهنگی شناخنی حالتی از تنش است که از داشتن دو فرایند شناختی همزمان که از نظر روانشناختی نا متجانس هستند.(به زبان ساده: همزمان دو شناخت متضاد برای شخص پیش بیاید.مثلا سیگار مضره اما من سیگار میکشم... پس سیگار کشیدن متضاد است با سلامت من)
از آنجا که این حالت ناخوشاین است افراد برای کاهش آن برانگیخته می شوند.
راه های رفع نا هماهنگی:
۱.تغییر رفتار: سیگار بد است پس آن را ترک می کنم.
۲.کاهش انتظارات :انتظارات خود را برای رسیدن به موفقیت و رسیدن به نتیجه مطلوب کمتر میکنیم(کاهش عادت)
۳.تغییر نگرش و شناخت
۴.قطع ارتباط بین شناخت ها: بین سیگار و سرطان رابطه منطقی وجود ندارد.
۵.توجیه: متقاعد کردن خود. که البته تقریبا همه موارد بالا جز تغییر رفتار را در بر میگیرد.
توجیه بیشتر در چه موقعیت هایی دیده می شود؟
۱. تصمیمات مهم:به طور مثال قبل از خرید آقای الف بین خرید دو اتومبیل تردید دارد. او می داند که ماشین اول ارزان تر جمع و جورتر و راحت تر است اما ایمنی ضعیفی دارد.درحالیکه ماشین دوم ایمن تر و جادارتر است درحالیکه گران تر است. درنهایت ماشین اول را میخرد پس از خرید دیگر به عیوب ماشین توجه نمی کند و محاسن آن برایشپررنگ تر می شود (نوعی توجیه)
۲.برگشت پذیری: اگر امکان برگشت از تصمیم وجود نداشته باشد توجیهات فرد قوی تر می شود مثلا پس از خرید خانه چون امکان برگشت پذیری وجود ندارد شخص بیشتر به محاسن خانه توجه می کند. یا مثال قبلی.
۳.تعهد: وقتی فرد به کاری متعهد می شود امکان برگشت از باورش کمتر شده و در نتیجه بیشتر خود را توجیه میکند.مثل برخی رفتارهای خلافکارانه و فرمانبرداری های ضد انسانی. توجیه فرد این است که من مسولیت دارم و متعهدم که به فرمان مافوقم گوش کنم.
۴.مشوق کم: برخلاف تصور هرچقدر مشوق یا پاداش کمتر باشد توجیه فرد بیشتر می شود زیرا پاداش یا پول و کلا مشوق های بیرونی هرچقدر کمتر باشند به تنهایی بسنده و کافی نیستند پس اینجاست که توجیه (عامل درونی) به آن اضافه میشود تا فرد احساس ناخوشایندش را کمتر کند.
انواع توجیه:
درونی: اینکه باورهای خود را تغییر دهد. مثلا باور اینکه سیگار مضر است را به اینکه مضر بودن سیگار اثبات نشده تغییر دهد.
بیرونی: مثلا فرد رشوه می گیرد و اینگونه رفتار غیرقانونی خود را توجیه میکند.(پول و رشوه این فکر را در فرد پدید می آورد که: درسته کارم اشتباه بود اما ارزششو داشت!)
توجیه جدیت و کوشش: اگر کسی برای رسیدن به یک هدف سخت بکوشد آن هدف برایش جالب تر خواهد بود. مثلا فردی که تمام تلاش خود را میکند تا در فلان دانشگاه قبول شود وقتی که قبول شد ناملایمات را خیلی بهتر تحمل می کند و حتی برایش ناخوشایند نیستند تا کسی که تلاش بخصوصی نکرده است.
نابسنده: مثل وقتی که فرد رشوه می گیرد اما آن رشوه برای توجیه او کافی نیست در نتیجه از درون نیز خود را توجیه می کند.


سخنرانی در جمع برای اغلب افراد كار دشواری است.اگر مـی خـواهـیـد انـسـان موفـقی باشید، باید بر تكنیـكهـای سخنرانی تسلط پیدا نموده و یا حداقل هنگام صـحبـت در یك جمع احساس راحتی كنید.
در زندگي همه ما مواقعي وجود دارد که بايد در حضور چند نفر راجع به
مسئله اي صحبت کنيم. ممکن است اين صحبت در جلسه يا کنفرانسي باشد که رسميت
داشته باشد و ممکن هم هست که در يک جمع خانوادگي يا در محيط کار بخواهيم
براي دوستان يا همکارانمان صحبت کنيم. اگر مهارت هاي لازم را در اين زمينه
داشته باشيم ، قطعاً روند کار با موفقيت بيشتري انجام مي شود و به نتايج
بهتري مي رسيم.
آیا این فراگیری، به ما کمک می کند که استرسهای مختلف را کنترل کنیم؟
معمولا در مورد آنچه پیرامونمان اتفاق میافتد، تفسیرهای گوناگونی داریم. این تفسیرها میتواند به شکل مخرب و ویرانگر باشد که در این صورت باعث ایجاد ناخوشایندی و ناتوانی در افکار و رفتار ما شده و امکان یک زندگی سالم ومناسب را از ما سلب میکند. در حالی که با تفسیر معقول و غیرشتابزده مسایل (به گونهای که به خودمان فرصت ارزیابی همه جانبه مسئله را بدهیم) با وجود همه گرفتاریهای روزمره، میتوانیم در نهایت زندگی موفقی داشته باشیم. اگرچه در آغاز ماجرا، همه چیز ناامیدکننده و غمانگیز بنظر بیاید. اگر شما به این مسئله شک کردهاید که آیا در الگوهای فکری مخرب، گیرافتادهاید یا نه، میتوانید این سوال را از خود بپرسید که براستی این گونه اندیشیدن، چه سودی برای شما درپی دارد. و اما اگر این روش برخورد با مسایل هیچ سودی برای شما ندارد، پس بدانید که با بکارگیری این نوع الگوها، شما بدترین دشمن برای خود هستید. آیا واقعا شما میخواهید فردی باشید که معمولا باید به زور او را وادار به کاری کرد و خودش قدرت شناخت مسایل و تصمیمگیری مناسب ندارد؟ اگر این چنین نیست، شما میتوانید با توجه به موارد زیر، از این وضعیت خارج شوید:
اگر شما هم جز کسایی هستید که همیشه از سخنرانی فراری هستید، این متن برای شماست! با کمک این ترفندها و کمی تمرین میتوانید جزو بهترین ارائه دهندگان یا سخنوران بشوید...
١) این را قبول کنید که همواره کمی ترس و عصبانیت همراه شماست.
این اصل خیلی مهمی در انجام یک پرزنت است. بهتر است خودتان به حضار بگویید که کمی ترس دارید تا این که خود حضار این را کشف کنند. در این صورت دیگر لازم نیست استرس و ترس خود را بپوشانید و با این کار بار سنگینی از رویتان برداشته میشود. شما میتوانید این مطلب که کمی استرس و ترس دارید را به صورت یک جوک به حضار بگویید مثلا بگویید که "تا یک ساعت پیش فقط من و خدا میدونستیم که من درباره چی میخواهم صحبت کنم؛ ولی حالا فقط خدا میداند چی میخواستم بگم!!"
هنگامی که افراد در یک جمع لب به سخن می گشایند، تنها سخن افراد نیست که طرف مقابل را متقاعد می کند، بلکه زبان بدن نیز نقش مهمی دارد.
فرآیند ارتباط به طور کلی ارسال و دریافت پیام ها را ممکن می سازد. افراد در یک خانواده، در جامعه، در گروه دوستان نیازمند این امر هستند که به طور کلی درباره ارتباط غیر کلامی و کلامی مهارت و دانش لازم را داشته باشند. به طور مثال کلاس درس را در نظر بگیرید، افرادی که در کلاس کنفرانس می دهند، حالت های مختلفی را به مخاطبین خود القاء کرده که نشان از ارتباطی به نام ارتباط غیر کلامی است.
کنش متقابل اجتماعی شامل شکلهای متعدد ارتباط غیر کلامی، مبادله اطلاعات و معنی از طریق حالتهای چهره، اشارت یا حرکات بدن، اطوارها و ژستهای افراد است که می توانند نگرشها و احساسات آنها را به دیگران انتقال دهند. این حرکات در مواردی زیادی می توانند حتی موثرتر از پیام های کلامی باشند. نشستن، تکان دادن دست و حالت چشمها در زمان صحبت کردن، ارتباطی است به نام ارتباط غیر کلامی.
آیا به این فکر کردید که چرا در زمستان احساس می کنید که کمتر نیرو و انرژی دارید همه اش احساس خستگی و کسالت دارید؟آیا شده بیشتر اوقات احساس غمگینی و افسردگی کنید.آیا هیچ فکرکردید که چرا تمرکزتان روی مسائل کم می شود و دلتان نمی خواهد زیاد در فعالیت های اجتماعی شرکت کنید؟همه اینها به دلیل این است که ممکن است شما مبتلا به اختلال فصلی شده باشید که نوعی افسردگی پاییزی و زمستانی است