مادر : يعني اين که از غذا محرومش نمي کنم ؟

 

 مشاور : نه . اصلا . از غذا ، از ميان وعده محروم نمي شه . از يه جيزي که به صورت اضافي هست ، محروم مي شه . مثلا قرار بوده يا بهش قول داده بودين که امشب مثلا فلان دسر رو مي خواين براش درست کنيد ، از اون محروم مي شه . ديگه درست نمي کنيد . و از قبل هم باهاش طي مي کنيد، اين جور نباشه که سوپرايز بشه . به ازاي هر حاضر جوابي ممکن هست که از تلويزيون ديدن محروم بشي يا امتيازي رو از دست بدي . دسر و قصه ي شب و . . . بعد دونه دونه که اتفاق مي افته رو بهش مي گيد . از اين محروم شدي ، از اون محروم شدي . ممکن هست که روز هاي اول دختر شما دو سه امتياز رو از دست بده .

چون هم عادت کرده به حاضر جوابي و واقعا بلد نيست به گونه اي ديگه رفتار کنه ، هم اين که مي خواد شما رو امتحان کنه ببينه که شما چقدر ثابت قدم هستيد . و جور ديگه اي که شما مي تونيد برخورد کنيد اين هست که حتي بعضي از پدر و مادر ها اين کار رو مي کنند . بر فرض به بچشون پول تو جيبي مي دن . اون هم خيلي جواب مي ده . شما مي تونيد پول تو جيبي رو بر فرض بيان به چهار پنج قسمت تبديل کنيد ، پول تو جيبي هفته رو . بگين به ازاي هر حاضر جوابي شما يه قسمتيش رو از دست مي دي . اگر حاضر جوابي نکردي ، اون رو به دست مي آري . آخر هفته هر چي که موند رو به دست مي آري .

اين ها رو تقسيم مي کنيد . مي زاريد مثلا روي ميز . مي گيد اين پول تو جيبي تو است . اگر هر حاضر جوابي بکني يه بخشي ، اين قسمتي که گذاشتم کنار رو از دست مي دي . اما هر چي که موند آخر هفته مال تو است . واون وقت خودش مي بينه که پول تو جيبيش ممکنه که کم و کمتر بشه . ممکنه آخر هفته يه بخشيش مونده باشه ، بهش مي ديد ، ممکنه هفته ي اول هيچيش نمونه . تازه پول ها که تموم شد چند بار ديگه هم دختر شما حاضر جوابي کنه . اون وقت بايد چي کار کنيد ؟ بر فرض چهار قسمت ، پنج قسمت پول حاضر جوابي رو کرده ، از دست داده . به ازاي حاضر جوابيه ديگش شما از چيز هاي ديگه مي تونيد محرومش کنيد . مثلا تلويزيون هست ، اون چيز هايي که در بارش صحبت کرديم . مثلا قصه ي شب هست .
مادر : از هفته ي ديگش کم کنم ؟
مشاور : نه ، اين کار رو انجام نمي دين . کار ديگه اي که مي تونيد انجام بدين اين هست که بايد يه کار اضافه انجام بده . بهش مي گيد ، چون پول تو جيبيت تموم شده ، از اين امتياز ها محروم مي شي . يا حالا خودتون اگه تصميم گرفتين مي تونيد اين رو نگيد . بگيد از پول تو جيبي محروم مي شي ، که شدي . چون پول تو جيبيت تموم شد ، از اين به بعد به ازاي هر حاضر جوابي بايد يه کار اضافه رو انجام بدي .
مارد : مثل چي ؟
مشاور : مثلا اين که بايد بياي لباس هايي که من شستم رو تا کني . يا بر فرض بايد يه سري کمک ها رو تو آشپزخانه بدي . بر اساس سنش .
مادر : خب اگه انجام نداد ؟
مشاور : اگه انجام نداد ، اين جوري نيستش که حالا ما بخوايم باهاش يک به دو کنيم . اگه انجام نده از يک سري امتياز محروم مي شه . شما بايد ببينيد که دختر شما کدوم يک از اين ها بهتر براش جواب مي ده . يعني ممکنه يه بچه اي باشه که واقعا لج بازي کنه و اون کاري رو که شما مي گيد انجام نده . خب براي اين بچه اين پيامد مناسب نيست . باعث مي شه که اتفاقا خودش بيشتر باعث درگيري و کشمکش توي خانواده مي شه . براي اين بچه بهتر اين هست که از يه امتيازي که دست خودتون هست محرومش کنيد . مثلا قصه ي شب رو ديگه براش نمي خونيد اون شب .

اما تمام اين ها بايد در کنارش يه نکته اي باشه . نکته ي مهمي که مي خواستم بگم اينه که ، اگه من ميام پيامد هاي رفتاري رو براي بچم اعمال مي کنم ، به ازاي کار بدي که انجام داده ، حتما بايد حواسم باشه ، جايي که مي شه تشويقش کنم ، بهش پاداش بدم . يعني اگه يک جايي صحبتي باهاش کردم ، حاضر جوابي نکرد ، اون جا حالا مثلا مي گم که ممون که اين قدر خوب صحبت مي کني ؛ يا ممنون که اين قدر قشنگ با من تعامل داري يا داري گفت و گو مي کني يا اين که چه قدر خوشحال هستم که تو اين قدر مثلا خوب صحبت مي کني . نمي گي که خوشحال هستم که حاضر جوابي نکردي .

سعي مي کنيد که اون رو مثبت کنيد . خوشحال هستم که چه قدر خوب حرف زدي با من ؛ يا وقتي که من اين رو گفتم با جزئيات بيشتر بهش اشاره کنيد . تو اين جوري به من جواب دادي . خيلي خوشحال شدم . ببينيد ، اگه ما فقط توجه کنيم به  رفتار هاي اشتباه بچه  ، هم کلافش مي کنيم هم اين که باعث مي شه به مرور احساس کنه که من چقدر کار هاي بدي مي کنم که همش مامانم داره با من تذکر مي ده يا همش دارم از يه چيز هايي محروم مي شم .يعني ممکنه باز هم ادامه بده ، شما بهش توجه نمي کنيد ممکن هست يه وقت ها يکي از کار هايي که ما مي کنيم ، اين رو هم يادم باشه که بگم ، اين هست که يه وقت ، وقتي که مثلا بچم حاضر جوابي مي کنه ، ما مي گيم جواب نمي ديم پس ببين من همش کار هاي بد مي کنم ، هيچ کار خوبي ندارم که اينا نمي گن به من ، يا نمي بينند .

بهتر است که حتما شما حواستون هم باشه هر جا که دخترتون خوب برخورد مي کنه ، اون ها رو مورد تشويق قرار بدين . حالا بياين اين شيوه رو امتحان کنيد که ، از اين به بعد اون لحظه بهش بگيد که من ديگه نمي خوام حاضر جوابيه تو رو تحمل کنم و محل رو ترک کنيد . بدن عصبانيت . بدون داد و بيداد ترک کنيد محل رو . بعد بريد فکر کنيد چه جور حالا پيامد براش در نظر بگيريد . ممکنه دختر شما دنبالتون بياد . دنبالتون بياد و همين جوري ادامه بده . قاطع ولي آروم ، رفتار قاطعانه خيلي بهتر جواب مي ده . به دخترتون مي گيد که من نمي خوام ديگه حاظر جوابيه تو رو تحمل کنم .

بعد ديگه بهش توجه نکنيد . يعني ممکنه باز هم ادامه بده ، شما بهش توجه نمي کنيد ممکن هست يه وقت ها يکي از کار هايي که ما مي کنيم ، اين رو هم يادم باشه که بگم ، اين هست که يه وقت ، وقتي که مثلا بچم حاضر جوابي مي کنه ، ما مي گيم جواب نمي ديم ، بچه شروع مي کنه همين جوري ، گفتن . . . گفتن . . . ما به پدر و مادر مي گيم محل رو ترک کن . قاطعانه بگو . به خاطر حاضر جوابي . فلان امتياز رو از دست مي دي ، محل رو ترک کن . يا اگر اون لحظه نمي دوني که بچه رو مي خواي از چي محروم کني ؛ ممکنه خيلي عصباني باشي ، پيامدي که داري خيلي بزرگ باشه ، وقعا هم خواني نداشته باشه با اين کاري که کرده ف اون لحظه ، به پدر و مادر مي گيم که موقعيت رو ترک کن ، بحث نکن . خب داره تشديدش مي کنه .

بعد آروم که شدي بيا ، بهش بگو به خاطر اين رفتار از فلان امتياز محروم مي شي . که  شما هم بتونيد منطقي فکر کنيد ، اون امتيازي رو که مي خواي محروم کني ، در موردش تصميم بگيريد .يعني ممکنه باز هم ادامه بده ، شما بهش توجه نمي کنيد ممکن هست يه وقت ها يکي از کار هايي که ما مي کنيم ، اين رو هم يادم باشه که بگم ، اين هست که يه وقت ، وقتي که مثلا بچم حاضر جوابي مي کنه ، ما مي گيم جواب نمي ديم
مادر : من هم بيشتر عصباني مي شم .
مشاور : پس شما هم اين طوري برخورد مي کنيد؟ .
مادر : بله . متاسفنه من هم خيلي عصباني مي شم .
مشاور :بعد که عصباني مي شيد ، نتيجش چي مي شه؟ يعني دختر شما ديگه بحث رو کوتاه مي کنه ؟
مادر : نه . من بحث رو ادامه مي دم ، اون هم ادامه مي ده . متاسفانه اين جديدا هم اتفاق افتاده و من بيشتر دارم ناراحت مي شم از اين ماجرا .
مشاور :حالا بياين اين شيوه رو امتحان کنيد که ، از اين به بعد اون لحظه بهش بگيد که من ديگه نمي خوام حاضر جوابيه تو رو تحمل کنم و محل رو ترک کنيد . بدن عصبانيت . بدون داد و بيداد ترک کنيد محل رو . بعد بريد فکر کنيد چه جور حالا پيامد براش در نظر بگيريد . ممکنه دختر شما دنبالتون بياد . دنبالتون بياد و همين جوري ادامه بده . قاطع ولي آروم ، رفتار قاطعانه خيلي بهتر جواب مي ده . به دخترتون مي گيد که من نمي خوام ديگه حاظر جوابيه تو رو تحمل کنم . بعد ديگه بهش توجه نکنيد . يعني ممکنه باز هم ادامه بده ، شما بهش توجه نمي کنيد .
مادر : يعني ديگه اصلا جوابشو ندم ؟
مشاور : اصلا . به خاطر اين که هر توجه کردني باعث مي شه که اون حاضر جوابي تشديد بشه . ما مي خوايم اين رفتار رو توي فرزندمون کاهش بديم تا از بين بره . ولي اگه من بيام به اون رفتار توجه کنم ، شروع کنم ، به بچم که جواب مي ده ، بهش بگم " مگه نگفتم دنبال من نيا " ، " مگه نگفتم با من حرف نزن " ، " مگه نگفتم نمي خوام گوش کنم " . اين ها يعني چي ؟ يعني من دارم حرف تو رو گوش مي دم . يعني ادامه بده ، من گوش مي دم .
مادر : درسته . حق با شما ست .
مشاور : ولي اگر ديگه قطع کنيد . بريد يهش فقط يک جمله بگيد " تحمل نمي کنم ديگه حاضر جوابيت رو " و بي توجهي کنيد . چند بار مي گه ، ديگه ادامه نمي ده . بعد دفعات بعد مي بينيد که اين حاضر جوابي کردنه کوتاه و کوتاه تر مي شه . چون مي بينه علاوه بر اين که مامان من وارد بحث با من نمي شه ، تازه حاضر جوابي باعث مي شه من از امتياز ها هي محروم مي شم .
مادر : درسته . حق با شماست .
مشاور : و نکته ي جالب ديگه که بايد بهتون بگم اين هست که دختر شما قرار هست که حاضر جوابي نکنه ، من دارم به شما مي گم که اگر داره حاضر جوابي مي کنه ، شما جواب بدين ، اون بد تر مي کنه . پس نکته اي که اين جا مهم هست چيه ؟ اين هست که در مورد اون مساله اي که اتفاق افتاده من باهاش بحث نمي کنم . مثلا از اين جا شروع شده که اتاقت رو جمع و جور کن . گفته جمع نمي کنم . من گفتم براي چي جمع نمي کني ؟
-       ميگه : چون خسته هستم .
-       نه ، من مي گم بايد جمع کني .
-        نه ، نمي کنم . . .
 ببينيد ، همش ما داريم در باره ي اون جمع کردنه که بايد انجام مي داد باهاش بحث مي کنيم . من نمي خوام اين بحث رو ادامه بدم . من يه جمله گفتم " اتاقت رو جمع کن " . دخترم داره مي گه " نمي کنم " و . . . حالا هر چيزي که ممکنه بگه . شما مي گيد : " من از اين به بعد ديگه تحمل نمي کنم ، نمي خوام حاضر جوابيت رو تحمل کنم " و مياين بيرون . بعد هم از قبل بهش گفتيد . که حاضر جوابي باعث مي شه که از يه سري امتياز ها محروم بشي . ببينيد خيلي از رفتار هاي بدي که بچه ها دارن ، اگر تشديد مي شه ، علتش توي رفتار ماست . يعني نوع رفتاري که ما به عنوان پدر و مادر مي کنيم ، تعيين مي کنه که اون رفتار بدي که فرزند من داره ، افزايش پيدا کنه ، کاهش پيدا کنه ؛ چه اتفاقي براش بيافته . شما خودتون اگه يه نفر مثلا يه چيز رو به شما بگه ، بعد شما جواب بدين ف اون دوباره بگه ، شما ترغيب نمي شين جواب بدين ؟
مادر: چرا . دقيقا خودم هم همين جوري هستم . وقتي که اون هم حاضر جوابي مي کنه من هم هي دائم بيشتر سعي مي کنم جوابش رو بدم . چون فکر مي کنم من بزرگ تر هستم ، بنا بر اين من نبايد از اون کم بيارم . به خاطر همين ، ادامه پيدا مي کنه .
مشاور : دقيقا اين جنگ قدرت هست . من مي خوام قدرتم رو به نوعي ثابت کنم . من قدرت مند تر هستم ، حرف آخر رو من مي زنم . در حالي که قرار نيست ما هر کي توي بحث کردن حرف آخر رو مي زنه ، قدرت بيشتر رو داشته باشه . خيلي وقت ها قدرت بيشتر همراه با آرامش و قاطعيت بيشتر است .
مادر : بله . درسته .
مشاور : بچه ها ، پدر و مادر هايي براشون قدرت مند تر خواهد بود که پدر و مادر قاطع و آرومي باشند . پدر و مادر عصباني ، پدر و مادري که خشمگين مي شوند و از کوره در مي روند ، اتفاقا قدرتشون توي چشم بچه ها خيلي کمتر هست .
مادر : ممنون . چه نکته ي جالبي . اصلا بهش فکر نکرده بودم .
مشاور : و نکته ي آخري که من مي خوام بگم اين هست که شما توي رفتارتون با همسرتون هم به اين مساله دقت کنيد . ببينيد که آيا با همسرتون هم شما با هم اگر حالا اختلاف نظري پيدا کنيد ، جواب هم ديگر رو مدام مي ديد ؟ يعني ايشون يه چيزي بگن ، شما ادامه بدين . بعد همين طوري اين بحث ادامه پيدا کنه . بعد فرزند شما اين الگو را ببينه ؟
مادر: گه گاهي بله اين پيش مياد ولي نه به اين  شدت
کارشناس :توجه داشته باشيد که پدر و مادر اولين الگوي بچه ها هستند يعني بچه ها نحوه ي رفتار کردن را از وا لدين خود ياد مي گيرند . اگر من يه کار ي را اشتباه انجام دهمم بچه ياد مي گيرد پس بهتر است که خود من هم مواظب رفتارهايم باشم .

حالا هم با فرزندم و هم با همسرم که فرزندم مدام داره اين تعاملات رو مي بينه پس به اين هم دقت کنيد از اين به بعد که ، حتي م يتونيد يه کاغذ داشته باشيد و در ان يادداشت کنيد که مثلاً در اين هفته چند بار با همسرتان همچين برخوردي داشته ايد ، آيا الگوي شما به اين شکل است که هرکسي، مي خواد حرف آخر را بزند تا طرف مقابل کوتاه بياد ؟ . .   . . . . ..    و اين ها را يادداشت کنيد ببينيد در طول ، هفته چند بار اين مسئله ممکن است اتفاق بيافتد ، چون خيلي وقتها ممکن است ما رفتارهايي کهع انجام مي ديم نسبت به اون رفتار آگاهي نداريم يعني اونقدر با ما عجين شده که ما اگاه نيستيم نسبت به اون کارهايي که داريم انجام مي ديم و اينها رو در مورد دخترتون انجام بدين حتماً تقريباً يک هفته تا ده روز ديگه هم تشريف بياريد و به من اطلاع بديد و بگيد که چه کارهايي انجام داديد و چه نتايجي گرفتيد ، اينکه آيا رفترا دخترتون زيادتر شده > يا اينکه نه کمتر شده ؟

اينکه اصلاً تاثيري روي اون داشته يا نه . . . براي  اينکه ما بتونيم دقيق تر در مورد اين مسئله صحبت کنيم ، شما سعي کنيد ، که يک جدولي در مورد روزهاي ، هفته داشته باشيد و از شنبه تا جمعه ببينيند که ، براي مثال دختر شما در هر روزي که حاضر جوابي کرد ، شما چه برخوردي با اون داشتيد .. .  اينکه با اين رفتار اون شما چه برخوردي از خودتون نشون داديد ، اينکه اگر مجازاتي براش گذاشتيد چه ، مجازاتي بوده و يا اينکه اگر تنبيهي کرديد اون رو چه تنبيهي بوده ، و اينکه چه نتيجه اي داشته .  . اينها رو يک هفته تا ده روز ديگه حتماً در نظر داشته باشيد و بعد دوباره مراجعه کنيد و من رو در جريان کار قرار بديد تا ما بتونيم دقيق و عيني  متوجه تغييرات احتمالي دخترتو بشيم  و ، بدونيم که اين تغييرات بيشتر به چه سمتي هست وچه جوري هستن
مادر : ممنونم خانم دکتر حلي ساز به خاطر راه کارهاي بسيار خوبي که گفتيد و اميدوارم که جواب بده چون من واقعا ً از دست اين بچه عصباني مي شم وقت ي داره حاضر جوابي مي کنه و اين قضيه هم مطمعنا ً نياز به زمان داره و طول خواهد کشيد.
مشاور : بله . شما بايد توجه داشته باشيد که اين موضوع نياز به زم ان داره و طول مي کشه که تغييرات اعمال بشه و نتيجه بده .يعني ممکنه باز هم ادامه بده ، شما بهش توجه نمي کنيد ممکن هست يه وقت ها يکي از کار هايي که ما مي کنيم ، اين رو هم يادم باشه که بگم ، اين هست که يه وقت ، وقتي که مثلا بچم حاضر جوابي مي کنه ، ما مي گيم جواب نمي ديم . شما نمي تونيد توقع داشته بشايد که يک روزه يا يک شبه دخترتون اخلاقش عوض بشه و ديگه حاضر جواب ي نکنه ، همه ي اين ها بستگي زيادي به، ثبات رفتاري پدر و مادر داره ، يعني براي هر تغير رفتار ي که ما م ي خواهيم در سن حدود هفت يا هشت سال در بچه ها ايجاد کنيم ، شايد حدود يک ماه، يک ماه و نيم با همين ثبات رفتراي بريد جلو و هي وسطش برنگرديد و ، رفتارتون رو عوض کنيد و الگوهاي رفتراي اشتباهي که قبلاً داشتيد رو نبايد تکرار کنيد ، وگرنه اون رفتار دوباره بر مي گرده و تشديد مي شه ، من حتما منتظر شما هستم که يک هفته تا ده روز ديگه باز هم شما  رو ببينم .

خانم دکتر حلي ساز